- تاریخ انتشار : چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳ - ۸:۰۷
- کد خبر : 5658 چاپ خبر
شهادت قیس اعرابی در کوفه
حسین بن علی نامه را به قیس اعرابی داد و قیس به کوفه رفت. ماموران قیس اعرابی را گرفتند.
والی مکه سعید بن عاص بود و حسین (ع) بر پنج وقت در مکه اذان می گفت و قومی عظیم با وی نماز می گذاردند. سعید ترسید در هنگام حج که مردم از اطراف به هواداری حسین (ع) به مکه می آیند، او را هلاک کنند، بگریخت و به مدینه رفت و به یزید نامه نوشت و از میل و ارادت مردم به حسین بن علی یاد کرد. و از طرفی اهل کوفه شنیدند حاکم شام وفات کرده و حسین بن علی از بیعت یزید امتناع ورزیده و در مکه اقامت دارد.
هواداران امیرالمومنین علی(ع) در خانه سلیمان بن صرد خزاعی جمع شدند و سلیمان گفت: یزید حسین را به بیعت خوانده و او نپذیرفته و به مکه رفته است. شما شیعه وی و پدر او هستید. بیایید حسین را یاری کنید. پس هفتاد نفر از اهل کوفه سوگند خوردند و حسین را به امامت قبول کردند. و به حسین بن علی نامه نوشتند. حسین جواب نداد. و با نامه های زیادی از کوفه به مکه رفتند. و چون نامه های زیادی به حسین (ع) رسید؛ در جواب نوشت، مکتوبات شما به دستم رسید و به ارادت شما اطلاع یافتم. مسلم بن عقیل را فرستادم؛ اگر بر سر حرف خود هستید، مسلم را یاری کنید. مسلم کیفیت و درستی نامه را بررسی کرد. و حسین به سلیمان بن صرد خزاعی نامه نوشت؛ اگر مرا یاری کنی و عهد خود وفا کنی، قاعده مروت به جا آورده ای و اگر بی وفایی کنید از اهل کوفه غریب نیست. که با پدر و برادر و پسر عمم همین طور کردند.
حسین بن علی نامه را به قیس اعرابی داد و قیس به کوفه رفت. ماموران قیس اعرابی را گرفتند. و پیش پسر زیاد بردند.قیس نامه را پاره کرد.
عبیدالله گفت: این نامه چه بود که پاره کردی؟
گفت: نامه ای بود که من قاصد او بودم.
گفت: از کجا آورده بودی؟
گفت: از پیش حسین بن علی.
گفت: چرا پاره کردی؟
گفت: تا تو نخوانی که اسرار محبان بر دشمنان فاش کردن شرط وفا نیست.
پسر زیاد گفت: از دو کار یکی را باید بپذیری و انجام دهید تا از چنگ من رهایی یابی. یا اسامی آن کسان که نامه برایشان آورده بودی با من به گویی. یا منبر رفته حسین و برادر و پدرش را ناسزا گویی و یزید را ستایش کنی.
قیس گفت: اظهار اسامی ممکن نیست، و این کار دوم انجام دهم. قوم را در مسجد جامع حاضر کن و مرا بر منبر فرست تا آنچه دانم بگویم. پس منادی کردند مردم در مسجد جامع حاضر شدند و منبر در صحن مسجد نهادند و قیس بر بالای منبر رفت. و خداوند را ستایش کرد و سپس گفت: ای قوم بدانید که من فرستاده حسینم و مرا فرستاده تا او را حمایت کنید که از یزید سزاوارتر است. و بلند شد و مذمت یزید و ابن زیاد آغاز کرد. و خروش از اهل کوفه برآمد. و خبر به پسر یزید رسید. کسی را فرستاد تا او را از منبر پایین آوردند. و شهید کردند.
نسیم نور
لینک کوتاه
برچسب ها
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰